نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش آژانس خبری نسام به نقل از روابط عمومی صدا و سیمای آذربایجان شرقی در خصوص جشن قهرمانی تراکتور به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند را شاکریم که به ما عزت حیات در سایه حاکمیت اسلام عطا فرمود. سپاس ذات قدسی احدیت را که ما را توفیق خدمت به مردم شهیدپرور عنایت کرد.
مردم بزرگوار و قهرمان ایران اسلامی خصوصا آذربایجان عزیز!
صداوسیمای استان آذربایجان شرقی همواره در پوشش رسانهای و انعکاس شور هواداران تیم تراکتور و ایجاد این شور نقش بسزایی داشته است؛ همراهی رسانه با تیم در تلخیها و شیرینیها، از تمهید پخش بازیهایی که پوشش مسابقات در آنها پیشبینی نشده بود، پرداخت هزینههای عوامل تا دفاع از این باشگاه برای احیای سهم آن در شبکههای سه و ورزش، طراحی واحد سیار اچ دی ۹ دوربینه، بازتاب بازیهای تیم و شادی مردم به صورت سه هفته متوالی از شبکههای استانی شمال غرب، پخش جشن اصلی قهرمانی خارج از لیگ از شبکه سه سیما و خبر برای اولین بار در تاریخ فوتبال ایران؛ تماما با پیگیری صداوسیمای آذربایجان شرقی انجام شد که شما مردم بزرگوار شاهد قدردانی از این تلاشها با اهانت و تهمت و دروغ از سوی هیئت مدیره باشگاه بودید. حال برای بیان بخشی از واقعیـت که پشت لفاظـیهای هتاکانه هیئت مدیره مقلوب شده است، نکاتی چند متذکر میشود:
۱.متاسفانه موضعگیری اخیر هیات مدیره باشگاه که با ادبیاتی غیر حرفهای همراه بود نه تنها گرهی از مشکلات جشن نگشود، بلکه با فرار به جلو ثابت کرد علیرغم عهده دار شدن مسئولیت تمام مراسم، به جای قبول مسئولیت اتفاقات با تشبّث بکلّ حشیش فرافکنی نماید؛ حتی بی نظمی در ورزشگاه را؟
۲.صداوسیمای استان به عنوان نهادی متعهد به منافع ملی و مردمی، همواره با تمام ظرفیت خود برای پوشش رویدادهای ورزشی، فرهنگی و اجتماعی تلاش کرده است. دلیل این ادعا پیگیری مدیر کل استان در مکاتبات صورت گرفته با رئیس معـزز سازمان و پخش جشـن قهرمانی تیم تراکتـور از شبکه ۳ سیما میباشـد؛ در حالیکه جشن قهرمانی صرفا در پایـان مسابقه آخر پوشش داده میشود نه بصورت مجزا و خارج از چارچوب مسابقات لیگ.
۳. اقدامات صورت گرفته در چارچوب ضوابط حرفهای و سیاستهای کلان رسانه ملی و مصوبات استانی انجام شده و هرگونه ادعای «کارشکنی»، «توهین به شعور مردم» و ناشی از عدم صداقت و خودنادانی انتشار دهندگان مطالب از تصمیمات استانی میباشد؛ به عبارتی صداوسیما به عنوان رسانه، وظیفه انعکاس مراسم را برعهده داشته و در مواردی به ذکر پیشنهاداتـی چند آن هم با رعایت منافع و مصالح ملی و مردمی و استانداردهای حرفهای رسانه و محدویتهای طبیعی زمانی، محتوایی و فنی بسنده کرده است. حال سوال اینجاست که فقدان آیتمهای جذاب در مراسم جشن، ناتوانی مجری انتخابی باشگاه در اداره امور، عدم کفایت صدا رسانی در محل ورزشگاه یادگـار امام «ره»، کنترل و توجیه نشدن هواداران توسط کانون هواداران و بی نظمی ایجاد شده در انتهای مراسم و یا کج سلیقگی در انتخاب زمان برگزاری مراسم جشن و تلاقی آن با بخش خبر ورزشی شبکه ۳ سیما و چندین اتفاق نامدیریتی دیگر چه ارتباطی به صداوسیما دارد؟!
سخن آخر اینکه، صداوسیمای استان آذربایجان شرقی در کنار تیم و هواداران بوده و خـواهد بود؛ هر چند این مهـم میسر نمیشود مگر با معاضدت باشگاه که آن هم مستلزم رعایت ضوابط رسانهای و احترام متقابل است.
در ورودی شهر بناب، جایی که میتوانست نماد پیشرفت علمی و امید آینده منطقه باشد، امروز منظرهای پیش روی شهروندان و مسافران قرار دارد که بیشتر به یک شورهزار و مجموعهای متروک شباهت دارد تا یک مرکز آموزشی. دانشکده آب و برق، که روزگاری با وعدههای بزرگ و چشماندازهای بلند مطرح شد، اکنون به نمادی از فرصتهای مغفولمانده تبدیل شده است؛ مکانی که قرار بود موتور محرک توسعه علمی جنوب استان باشد، اما سالهاست در سکوتی تلخ رها شده است.
حقیقت ماجرا ساده و در عین حال چندلایه است: حضور ناوهای غولپیکر آمریکایی در خلیج فارس، دیگر نه نمایش قدرت بلکه تکرار یک سنت فرسوده است. «آبراهام لینکلن» که در سال ۱۳۹۸ حضوری پرهیاهو و خفتبار در منطقه داشت و در نهایت ناچار به عقبنشینی شد، اکنون بازگشته است، اما در جهانی متفاوت؛ جهانی که موازنه قدرت در آن دیگر نه در غرب، که در شرق در حال شکلگیری است. این حضور، نه نشانه اقتدار آمریکا، بلکه نشانه اضطراب آن در برابر تغییر نظم ژئوپلیتیکی جهان است.
الگوی نظری حکمرانی رسانهای، بر پایهای از شفافیت، پاسخگویی، دسترسی آزاد به اطلاعات و تعامل پویا بین نهادهای حکومتی، رسانه و جامعه استوار است. در این چارچوب، رسانه نه تنها بازوی نظارتی مردم بر قدرت، بلکه بستری برای گفتوگوی ملی و اعتمادسازی تلقی میشود.
در میان حلقههای زنجیره حکمرانی، یکی از حساسترین و در عین حال مغفولترین حلقهها، روابط عمومی است؛ همان نهادی که باید صدای مردم را به دولت و صدای دولت را به مردم برساند، اما در بسیاری از دستگاههای اجرایی کشور به تبعیدگاه نیروهای بلاتکلیف تبدیل شده است. روابط عمومی در ساختار اداری ایران نه جایگاه مشخصی دارد و نه شأن متناسب با مأموریتش. نتیجه آنکه در بسیاری از وزارتخانهها و سازمانها، این بخش به اتاقی کوچک در زیرمجموعه دفتر ریاست تقلیل یافته؛ جایی که کارش بیشتر به انتشار چند خبر و عکس محدود میشود تا مدیریت افکار عمومی، سیاست رسانهای و دیپلماسی ارتباطی...