نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
متن پیام به این شرح است:
بسماللهالرحمنالرحیم
چهاردهم خرداد ماه، یادآور رحلت جانسوز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) است که فقدان ایشان هنوز در دلهای ملت ایران تازه و گرامی باقی است. امام خمینی (ره) با رهبری حکیمانه و شور انقلابی خود، نه تنها انقلاب اسلامی را به ثمر رساند، بلکه درخت آزادی و استقلال را در سرزمینمان کاشت که امروز به برکت خون شهدا و جانفشانی های مردم همچنان پابرجاست.
قیام خونین ۱۵ خرداد نیز نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی است که خون پاک شهیدانش بر پایهگذار نظام جمهوری اسلامی ریخته شد و نشانگر عزم راسخ ملت ایران در مبارزه با ظلم و استبداد بود.
این قیام، جلوهای از عشق و ایمان مردم به آرمانهای امام راحل و انقلاب اسلامی است که همچنان در دلهای مردم این سرزمین شعلهور است.
اینجانب ضمن بزرگداشت فرارسیدن سالروز رحلت جانسوز رهبر کبیر و بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و شهادت یاران با وفایش در فاجعه قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲، امیدوارم با عنایت خداوند متعال در ظلّ توجهات حضرت ولی عصر (عج) و با عمل به منویات و تدابیر فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت اللّه العظمی امام خامنهای (مدظله العالی)، همواره توفیق پاسداری از آرمانهای والای انقلاب اسلامی و خون پاک شهداء داشته و زمینه ساز تشکیل تمدن بزرگ اسلامی باشیم. ان شاءالله
در ورودی شهر بناب، جایی که میتوانست نماد پیشرفت علمی و امید آینده منطقه باشد، امروز منظرهای پیش روی شهروندان و مسافران قرار دارد که بیشتر به یک شورهزار و مجموعهای متروک شباهت دارد تا یک مرکز آموزشی. دانشکده آب و برق، که روزگاری با وعدههای بزرگ و چشماندازهای بلند مطرح شد، اکنون به نمادی از فرصتهای مغفولمانده تبدیل شده است؛ مکانی که قرار بود موتور محرک توسعه علمی جنوب استان باشد، اما سالهاست در سکوتی تلخ رها شده است.
حقیقت ماجرا ساده و در عین حال چندلایه است: حضور ناوهای غولپیکر آمریکایی در خلیج فارس، دیگر نه نمایش قدرت بلکه تکرار یک سنت فرسوده است. «آبراهام لینکلن» که در سال ۱۳۹۸ حضوری پرهیاهو و خفتبار در منطقه داشت و در نهایت ناچار به عقبنشینی شد، اکنون بازگشته است، اما در جهانی متفاوت؛ جهانی که موازنه قدرت در آن دیگر نه در غرب، که در شرق در حال شکلگیری است. این حضور، نه نشانه اقتدار آمریکا، بلکه نشانه اضطراب آن در برابر تغییر نظم ژئوپلیتیکی جهان است.
الگوی نظری حکمرانی رسانهای، بر پایهای از شفافیت، پاسخگویی، دسترسی آزاد به اطلاعات و تعامل پویا بین نهادهای حکومتی، رسانه و جامعه استوار است. در این چارچوب، رسانه نه تنها بازوی نظارتی مردم بر قدرت، بلکه بستری برای گفتوگوی ملی و اعتمادسازی تلقی میشود.
در میان حلقههای زنجیره حکمرانی، یکی از حساسترین و در عین حال مغفولترین حلقهها، روابط عمومی است؛ همان نهادی که باید صدای مردم را به دولت و صدای دولت را به مردم برساند، اما در بسیاری از دستگاههای اجرایی کشور به تبعیدگاه نیروهای بلاتکلیف تبدیل شده است. روابط عمومی در ساختار اداری ایران نه جایگاه مشخصی دارد و نه شأن متناسب با مأموریتش. نتیجه آنکه در بسیاری از وزارتخانهها و سازمانها، این بخش به اتاقی کوچک در زیرمجموعه دفتر ریاست تقلیل یافته؛ جایی که کارش بیشتر به انتشار چند خبر و عکس محدود میشود تا مدیریت افکار عمومی، سیاست رسانهای و دیپلماسی ارتباطی...