نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
سردار! گفته بودیم اشک و آه بماند برای بعد از انتقام. گفته بودیم لباس سیاه بماند برای بعد از به عزا نشاندن صهیونیستها. گفته بودیم این بیشه هرگز از شیران صفشکن، خالی نمیماند و صالحی بعد از صالح، عَلَم نبرد با دشمنان خدا و دشمنان بشریت را بلند میکند.
گفته بودیم و فقط 12 روز لازم بود که دنیا بفهمد اینها رجزهای بیپشتوانه نیست. 12 روز هم کافی بود برای اینکه ناباوران به چشم ببینند خشم حیدری فرزندان ایرانزمین چطور میتواند طومار کودککشان را در هم بپیچد و حامیان بیآبرویشان را به هراس بیندازد.
حالا که لشکر سرفراز ایران اسلامی با قامتی افراشته و با بشارت فتح از میدان جنگ با جنود شیطان برگشته، بیآنکه انگشت از روی ماشه برداریم، به چشمهایمان امان میدهیم خون ببارند در ماتم سرو قد سربازان و سرداران شهید وطن. اصلا برای ما که عادت کردهایم عزاداریهایمان برای قهرمانان وطن هم، سراپا شور و حماسه باشد و برای همین، شهیدانمان را با مارش نظامی به بهشت بدرقه میکنیم، عار است بدون خبر فتح بر سر مزار فرماندهان شهید برویم.
سردار! اگر دیر آمدیم، میخواستیم شاگردان آبرومندی باشیم در محضر شما و بنابر مشی خودتان، مشتمان پر باشد از افتخار. حالا بعد از 12 روز دفاع مقدس در مقابل جنگ تحمیلی اسرائیل، حاجیزاده قهرمان! کاش بادهای بهشتی برایت خبر بیاورند که وقتی نبودی، فتاح و سجیل و خیبرهای دستپروردهات، تلآویو را به قبرستان صهیونیستها تبدیل کردند…
خبر داری حاجیزاده هم به قافله پیامبران رسیده؟!اواخر مهر 1403، در سالگرد عملیات طوفانالاقصی، وقتی غم شهادت اسماعیل هنیه و سید حسن نصرالله با غم شهادت یحیی سنوار تازه شده بود، حال غریبی داشتیم. در دریای حسرت و خشم دست و پا میزدیم و چشمانتظار فرجی بودیم که نقطه پایان بگذارد بر رنج کودکان غزه و حیات نحس رژیم جعلی. در جمع جوانان غیور داغدیده نشسته بودیم و هرکس از نگاه خودش از اوضاع جبهه مقاومت میگفت.
در آن میان، یکی انگار به کشف دلهرهآوری رسیده باشد، از جا پرید و گفت: «هیچ دقت کردید؟ حاج قاسم، ابومهدی، اسماعیل هنیه، سید حسن نصرالله و سنوار، همگی در حدود 63 سالگی شهید شدن. حتی شهید رئیسی هم…» همه با نگاههای پرسؤال زل زده بودیم به او که دستهایش از هیجان و نگرانی میلرزید.
آب دهانش را به زحمت قورت داد و خبر هولناکش را بریده بریده، اینطور تکمیل کرد: «بچهها! سردار حاجی زاده هم، 62سالشه»…
در یک لحظه، سکوت خفهکنندهای در جمع برقرار شد. در کسری از ثانیه، کربلای فرودگاه بغداد، زعفرانیه تهران، ضاحیه لبنان و آن ساختمان مخروبه در رفح در ذهن حاضران تداعی شد و فکر تکرار آن برای سردار موشکی ایران، راه نفسها را بست. بالاخره یک نفر به دادمان رسید و با تشر، همه را از لاک غم و اضطراب بیرون کشید و گفت: «وسط جنگ با صهیونیستهای جنایتکار، هنر اونه که از امید حرف بزنید. برای سلامتی همه فرماندهان اسلام، صلوات…»
ظریفی میگفت: «۶۳ سالگی، ظاهراً و صرفاً یک عدد یا یک اتفاق نیست، بلکه عهدی است نانوشته از برکت وجودی رسولالله (ص) و امیرالمومنین (ع) در تحقق بلوغی مقدّر برای نیل به مقام «عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون»…آن روز ذکر و دعا و صلوات، پرده انداخت روی تلاطمهای قلبمان اما نمیدانستیم حاجیزاده واقعا به قافله پیامبران جبهه مقاومت نزدیک شده و جنس لبخندهای دوستداشتنیاش، دیگر از جنس بشارت وصال رفقای شهید است. ما بیخبر بودیم اما کمتر از یک سال بعد از آن روز، سردار امیرعلی حاجیزاده هم در 63 سالگی به آرزوی همیشگیاش – شهادت در طریق القدس – رسید…
شما هر موقع بمیرید، با یک موشک دفنتان میکنند!
اما برای سرداری که 40 سال عاشقانه با پیک شهادتش زندگی کرده بود، صحبت از آه و حسرت، بیسلیقگی است.
مژده عاقبتبخیری علمداران صنعت موشکی جمهوری اسلامی ایران را «صیاد دلها» خیلی وقت قبل داده بود. این را خود سردار روایت کرده بود موقع ذکر خیر از شهید سپهبد «علی صیاد شیرازی»: «شهید صیاد شیرازی در راهاندازی هسته اولیه توپخانه سپاه در سالهای اول جنگ و همچنین یگان موشکی زمین به زمین سپاه در سال ۱۳۶۳ نقش موثری ایفا کردند.
سپاه با وجود بهدست آوردن غنائم گسترده از توپخانه دشمن، با خلأ جدی در آموزش و پشتیبانی تجهیزات تخصصی مواجه بود.
[اینطور بود که] شهید صیاد شیرازی که تعصب او به نظام و انقلاب اسلامی بر تعصب ارتشی بودنش غلبه داشت، کمکهای درخور توجهی به سپاه کرد…
در آخرین دیدار با این شهید بزرگوار، ایشان احوالات شهید [طهرانی] مقدم را از بنده جویا شدند.
پرسیدند که به چه کاری مشغول هستید، ولی قبل از اینکه جوابی بدهم، گفتند: این چه سؤالی است که من میکنم؟! شما هر موقع بمیرید، با یک موشک دفنتان میکنند!
منظور ایشان این بود که در کار موشکی خیلی مصمم هستید…» و صیاد دلها چه خوب اصالت سربازیِ زوج طهرانی مقدم و حاجیزاده را شناخته بود…
سردار، شبیهترین به حاج حسن
ما باید مشت آقا را پر کنیم
فرماندهانی که بعد از هر پروژه، به امام رضا(ع) گزارش میدادند
وقتی حضرت زهرا (س)، پاداش سربازانش را در عید غدیر داد…
اینجا مدفن کسی است که «میخواست» اسرائیل را نابود کند و «توانست»
البته خوب که نگاه کنی، حتی نوشته سنگ مزار پدر موشکی ایران هم حالا به ویرایش نیاز دارد. حالا که ثمره تلاشهای خستگیناپذیر شهید حسن طهرانی مقدم، شهید امیرعلی حاجیزاده و خیل یاران شهید گمنامشان، در قامت موشکهای بالستیک و هایپرسونیک ویرانگر، بر قلب حیفا و تلآویو فرود آمده و هیمنه پوشالی رژیم غاصب صهیونیستی را در هم شکسته و کاخ آرزوی نتانیاهوی کودککش و حامیان آمریکایی و اروپاییاش را بر سرشان خراب کرده، وقتش رسیده که بر سنگ مزار حاج حسن و سردار حاجیزاده بنویسیم: اینجا مدفن کسی است که «میخواست» اسرائیل را نابود کند و «توانست»…
حقیقت ماجرا ساده و در عین حال چندلایه است: حضور ناوهای غولپیکر آمریکایی در خلیج فارس، دیگر نه نمایش قدرت بلکه تکرار یک سنت فرسوده است. «آبراهام لینکلن» که در سال ۱۳۹۸ حضوری پرهیاهو و خفتبار در منطقه داشت و در نهایت ناچار به عقبنشینی شد، اکنون بازگشته است، اما در جهانی متفاوت؛ جهانی که موازنه قدرت در آن دیگر نه در غرب، که در شرق در حال شکلگیری است. این حضور، نه نشانه اقتدار آمریکا، بلکه نشانه اضطراب آن در برابر تغییر نظم ژئوپلیتیکی جهان است.
حزبالله لبنان با اعلام خبر شهادت «علی نورالدین»، این «جنایت جنگی» را در چارچوب حملات سیستماتیک اسرائیل علیه رسانهها خواند و ارتش رژیم صهیونیستی در توجیه این جنایت، مدعی شد که وی یک رزمنده بود.
مدیرعامل آب منطقهای آذربایجان شرقی خبر داد: تراز آبی دریاچه ارومیه در پهنه مرکزی ۱۲۷۰.۰۶ متر بالاتر از سطح تراز دریاهای آزاد است که نسبت به اول سال آبی جاری ۵۶ سانتیمتر افزایش دارد.
پس از سالها انتظار و عبور از پیچوخمهای مالی و اجرایی، یکی از راهبردیترین پروژههای ریلی کشور به خط پایان نزدیک شده است؛ خطآهن چابهار–زاهدان که بهعنوان شریان حیاتی اتصال بندر اقیانوسی ایران به شبکه سراسری ریلی شناخته میشود، اکنون در آستانه بهرهبرداری قرار دارد.