نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مجتبی فتحی زاده – جمعه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۴، تصویر ماهوارهای جدید از دریاچه ارومیه منتشر شد؛ تصویری که چیزی فراتر از یک عکس هوایی بود. این تصویر، سند مرگ یکی از بزرگترین دریاچههای شور جهان و گنجینههای زیستمحیطی ایران است.
امروز، دریاچه ارومیه نه در آستانه، که در آغوش خشکیدگی کامل قرار گرفته تراژدیای که نه ناگهانی، بلکه نتیجه دههها بیتدبیری، فرصتسوزی و نادیدهانگاری هشدارهای علمی و مردمی است.
سالهاست کارشناسان، فعالان محیطزیست و مردم بومی با صدایی رسا درباره آینده سیاه دریاچه هشدار دادند: مدیریت نادرست منابع آبی، سدسازیهای بیرویه، گسترش کشاورزی غیراصولی، عدم تأمین حقآبه دریاچه و بیتوجهی به تغییرات اقلیمی؛ اما این صداها، به دیوارهای بلند اولویتهای سیاسی و اقتصادی کوبیده شد. تصمیمگیران، پایداری سرزمینی را به پای منافع زودگذر و نمایشهای موقتی قربانی کردند.
سه دهه زمان بود برای اصلاح الگوها، احیای حوضه آبریز، توقف پروژههای مخرب و نجات یکی از نمادهای طبیعی کشور. اما آنچه حاصل شد، مجموعهای از اقدامات نمایشی، ناهماهنگی بیندستگاهی، کمکاریهای مکرر، بودجههای ناچیز و برنامههایی بیپشتوانه علمی بود.
حاصل این بیتوجهیها، اکنون جلوی چشم ماست؛ دریاچهای که روزی نگین فیروزهای آذربایجان و ایران بود، امروز به شورهزاری خاموش بدل شده است.
تنها چند کیلومتر آنسوتر از مرز ایران، در کشور ترکیه، دریاچه وان با شرایط اقلیمی مشابه و تهدیدهای زیستمحیطی یکسان، در سالهای گذشته در مسیر خشکی پیش میرفت. اما ترکیه با برنامهریزی علمی، تامین حقآبه، محدودسازی برداشت بیرویه آب و مشارکت جوامع محلی توانست دریاچه وان را نجات دهد. تجربه وان، نه یک معجزه، بلکه حاصل درک درست بحران و تصمیمگیری علمی و جسورانه بود. این مقایسه دردناک اما روشنگر است: وان احیا شد چون خواست و مدیریت بود؛ ارومیه از دست رفت، چون ارادهای واقعی برای نجاتش وجود نداشت.
خشک شدن دریاچهی ارومیه، تنها پایان یک پهنه آبی نیست؛ این یعنی مرگ یک اکوسیستم منحصربهفرد، نابودی آرتمیا، مهاجرت پرندگان، گسترش ریزگردهای نمکی، تهدید سلامت میلیونها نفر، و تخریب معیشت جوامع محلی، این فاجعه، محدود به آذربایجان نیست؛ این زنگ خطر برای تمام ایران است.
اکنون که کار از کار گذشته، پرسشهای تلخی بیپاسخ ماندهاند: مسئولیت این فاجعه بر عهده کیست؟
چرا هشدارها جدی گرفته نشد؟
کدام برنامهها شکست خوردند و چرا؟
چه آیندهای در انتظار مردم این منطقه است؟
پایان سخن: خشکی کامل دریاچه ارومیه، نماد ناکارآمدی در تصمیمگیری و بیاعتنایی به محیطزیست است، این تراژدی باید به یک نقطه عطف تبدیل شود؛ اگر نه برای احیای ارومیه، دستکم برای جلوگیری از فجایع مشابه، نجات محیطزیست، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است؛ اینبار دیگر فرصتی برای انکار، تعلل و بازی با وعدهها وجود ندارد. طبیعت دوباره هشدار داده است، با فریادی بیصدا اما ویرانگر، آیا کسی اینبار آن را خواهد شنید؟
نیرومند مدیر عامل شرکت گسترش فولاد شهریار با تبریک این مناسبت، صنعت و معدن را از مهمترین پیشرانهای رشد اقتصادی کشور دانست و گفت: گسترش فولاد شهریار با تکیه بر سرمایه گذاری هدفمند توان متخصصان داخلی و اجرای پروژه های زیربنایی در مسیر تکمیل زنجیره ارزش صنعت فولاد و توسعه ظرفیت های تولیدی و زیر ساختی گام بر می دارد.
همزمان با روز صنعت و معدن امین رفیعی مدیر عامل شرکت فولاد صنعت بناب با تبریک این مناسبت گفت: فولاد صنعت بناب به عنوان بزرگترین تولید کننده فولاد و نورد منطقه با اشتغال زایی برای بیش از یک هزار و ۵۰۰ نفر سالانه حدود ۵۰۰ هزار تن شمش فولادی و نزدیک به یک میلیون تن انواع مقاطع فولادی تولید میکند
تهران، آن صبح، دیگر تنها یک شهر نبود؛ قلبی بود که گویی تمام رگهای ایران، خون خویش را به سوی آن روانه کرده بودند تا در ماتم فقدان جانسوز قائد امت و رهبر شهید انقلاب، شهید امام خامنهای، به سوگ بنشینند.
مجتبی فتحی زاده، فعال رسانه و مدیر مسئول آژانس خبری نسام در پاسخ به توئیت احمد زیدآبادی، روزنامه نگار پیامی منتشر کرد.