بررسی پیامدهای آسیب زیرساخت‌های انرژی برای تولید و بازار آهن

پس‌لرزه جنگ در شبکه گاز؛ آیا زمستان سخت در انتظار صنعت فولاد و بازار آهن است؟

سعید تاجیک، رئیس کمیسیون انرژی و محیط‌زیست اتاق بازرگانی تهران، از آسیب احتمالی ۲۰ تا ۲۵ درصدی ظرفیت گاز کشور در جریان جنگ اخیر خبر داده و نسبت به دشوار شدن تأمین انرژی در نیمه دوم سال هشدار داده است.

چکیده: تحلیل وضعیت صنعت فولاد نشان می‌دهد کاهش تحویل گاز می‌تواند هم‌زمان تولید آهن اسفنجی و برق موردنیاز کوره‌های فولادی را تحت فشار قرار دهد؛ شرایطی که احتمال کاهش عرضه، تأخیر در تحویل و تشدید نوسان قیمت میلگرد، تیرآهن و شمش را افزایش می‌دهد.

 

نگرانی صنایع از فصل زمستان

سعید تاجیک، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی تهران در گفت‌وگویی که به تازگی منتشر شده است، اعلام کرد زیرساخت‌های گاز کشور در جریان جنگ اخیر با آسیب‌هایی روبه‌رو شده و «شاید نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ درصد از ظرفیت گاز کشور» تحت تأثیر قرار گرفته باشد. او هشدار داد آثار این آسیب‌ها می‌تواند در فصل سرد، علاوه بر بخش گرمایش، فعالیت واحدهای تولیدی و تأمین برق کشور را نیز با مشکل مواجه کند.

چرا فولاد نخستین حلقه آسیب‌پذیر است؟

صنعت فولاد ایران فقط مصرف‌کننده برق نیست؛ بخش مهمی از زنجیره تولید آن از دو مسیر به گاز و برق وابسته است. در مرحله احیای مستقیم، گاز طبیعی برای تولید آهن اسفنجی اهمیت اساسی دارد. در مرحله فولادسازی نیز کوره‌های قوس الکتریکی به برق پایدار نیاز دارند. کاهش گاز تحویلی به کارخانه‌ها می‌تواند تولید آهن اسفنجی را محدود کند و کمبود گاز نیروگاه‌ها نیز به کاهش تولید برق و اعمال محدودیت برای کوره‌های فولادی منجر شود.

به همین دلیل، بحران گاز برای فولاد ایران یک «ضربه دوگانه» است: ابتدا مواد اولیه زنجیره را محدود می‌کند و سپس فولادسازی را از مسیر کمبود برق تحت فشار قرار می‌دهد.

بر اساس گزارش انجمن جهانی فولاد، ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۲ میلیون تن فولاد خام تولید کرده و ۹۱.۹ درصد تولید کشور با روش کوره الکتریکی انجام شده است. محاسبه این دو رقم نشان می‌دهد بیش از ۲۹ میلیون تن از تولید سالانه فولاد ایران به‌طور مستقیم به پایداری برق وابستگی داشته است.

ابعاد خسارت پیشین ناترازی انرژی نیز قابل‌توجه است. انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران پیش‌تر اعلام کرده بود محدودیت‌های انرژی طی چهار سال حدود ۱۴.۵ میلیارد دلار تولید ازدست‌رفته برای این صنعت ایجاد کرده است؛ رقمی که نشان می‌دهد بحران جدید بر یک صنعت بدون سابقه آسیب وارد نشده، بلکه به مشکلی مزمن اضافه شده است.

 

یک علامت هشدار از آمار جهانی

داده‌های انجمن جهانی فولاد نشان می‌دهد تولید فولاد خاورمیانه در ژوئن ۲۰۲۶ به چهار میلیون تن رسید و نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۳.۴ درصد کاهش یافت. همچنین ایران برای چهارمین ماه متوالی از فهرست ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد جهان خارج شد.

نمی‌توان تمام این کاهش را صرفاً به جنگ یا محدودیت انرژی نسبت داد؛ رکود تقاضا، تعمیرات خطوط، محدودیت صادرات، نقدینگی و شرایط بازار نیز بر تولید اثر می‌گذارند. بااین‌حال، هم‌زمانی افت جایگاه ایران با آسیب‌های جنگ و بحران انرژی، هشدار درباره زمستان صنعت را جدی‌تر می‌کند.

 

اثر بحران گاز بر میلگرد و تیرآهن

کاهش تولید آهن اسفنجی و شمش می‌تواند با فاصله زمانی به بازار محصولات نهایی منتقل شود. نخستین نشانه‌ها معمولاً در کاهش عرضه کارخانه، طولانی شدن زمان تحویل و افزایش فاصله قیمت کارخانه و بازار ظاهر می‌شوند.

برای میلگرد و تیرآهن سه پیامد محتمل است:

  • کاهش تولید شمش، هزینه تأمین مواد اولیه کارخانه‌های نورد را بالا می‌برد.
  • محدودیت برق می‌تواند ساعت فعالیت خطوط نورد را کاهش دهد و برنامه تحویل را مختل کند.
  • کارخانه‌ها برای جبران توقف تولید، هزینه ثابت، دستمزد و سربار را بر حجم کمتری از محصول تقسیم می‌کنند؛ در نتیجه هزینه تمام‌شده هر تن افزایش می‌یابد.

بااین‌حال، نباید از هشدار انرژی مستقیماً نتیجه گرفت که قیمت آهن‌آلات حتماً جهش خواهد کرد. در معامله میلگرد دوم تیر ۱۴۰۵، فقط ۳۷ درصد عرضه‌ها در بورس کالا به فروش رسید؛ نشانه‌ای از ضعف تقاضا در بازار مصرف.

بنابراین قیمت میلگرد و تیرآهن در ماه‌های آینده حاصل کشمکش دو نیروی مخالف خواهد بود: کاهش احتمالی عرضه از سمت کارخانه‌ها و رکود ساخت‌وساز از سمت مصرف‌کنندگان.

اگر تقاضای ساختمانی همچنان ضعیف بماند، ممکن است افزایش هزینه تولید بیش از آنکه به جهش عمومی قیمت منجر شود، خود را در کاهش تخفیف کارخانه‌ها، توقف فروش برخی مبادی، تأخیر تحویل و نوسان‌های مقطعی نشان دهد.

 

سوخت مایع؛ نجات شبکه برق یا انتقال هزینه به سلامت مردم؟

تاجیک در این گفت‌وگو اعلام می‌کند دولت برای تأمین سوخت مایع نیروگاه‌ها و حفظ برق در مدار، پیش‌بینی‌هایی انجام داده است. این راهکار می‌تواند در کوتاه‌مدت از خاموشی گسترده جلوگیری کند، اما راه‌حل بدون هزینه‌ای نیست.

افزایش مصرف گازوئیل یا نفت کوره در نیروگاه‌ها، علاوه بر تحمیل هزینه حمل، ذخیره‌سازی و تأمین سوخت، احتمال افزایش آلایندگی هوا را به همراه دارد. به همین دلیل تاجیک نیز بر لزوم نظارت سازمان حفاظت محیط‌زیست تأکید می‌کند.

در واقع استفاده اضطراری از سوخت مایع، مسئله کمبود گاز را حل نمی‌کند؛ فقط بخشی از هزینه بحران را از شبکه انرژی به بودجه دولت، محیط‌زیست و سلامت عمومی منتقل می‌کند.

 

آیا موتورخانه‌ها می‌توانند فولاد را نجات دهند؟

یکی از پیشنهادهای مطرح‌شده، اجرای معاینه فنی و بهینه‌سازی موتورخانه‌های ساختمان‌های مسکونی، اداری و عمومی است. تاجیک معتقد است اجرای این برنامه در تهران و کلان‌شهرها می‌تواند مصرف انرژی موتورخانه‌ها را تا ۲۵ درصد کاهش دهد.

این ظرفیت صرفه‌جویی مهم است، اما عدد ۲۵ درصد را نمی‌توان برای تمام ساختمان‌ها یکسان در نظر گرفت. میزان صرفه‌جویی به عمر دیگ و مشعل، عایق‌کاری شبکه، تنظیم نسبت هوا و سوخت، سیستم کنترل هوشمند و الگوی مصرف ساختمان بستگی دارد.

نکته مهم‌تر آن است که کاهش مصرف خانگی زمانی به کمک صنعت می‌آید که گاز صرفه‌جویی‌شده واقعاً اندازه‌گیری و به بخش تولید تخصیص داده شود. بدون سازوکار اندازه‌گیری، تأمین مالی و تضمین تخصیص، بهینه‌سازی موتورخانه‌ها ممکن است به یک توصیه عمومی و بدون نتیجه قابل سنجش تبدیل شود.

 

سه سناریو برای بازار آهن در نیمه دوم سال

سناریوی اول؛ زمستان ملایم و محدودیت کنترل‌شده

در صورت دمای مناسب، ترمیم سریع زیرساخت‌ها و تحویل نسبتاً پایدار گاز، بازار آهن همچنان بیشتر از نرخ ارز، قیمت شمش و وضعیت ساخت‌وساز تأثیر خواهد گرفت. در این حالت احتمال جهش فراگیر قیمت کمتر است.

سناریوی دوم؛ محدودیت برنامه‌ریزی‌شده صنایع

اعمال سهمیه گاز و برق می‌تواند عرضه شمش و محصولات نهایی را کاهش دهد. در این شرایط بازار با افزایش زمان تحویل، کاهش تخفیف و نوسان مقطعی قیمت میلگرد و تیرآهن روبه‌رو خواهد شد.

سناریوی سوم؛ کسری شدید گاز و برق

در صورت تحقق برآورد آسیب گسترده و سرمای شدید، احتمال توقف دوره‌ای واحدهای احیا، فولادسازی و نورد افزایش می‌یابد. در این سناریو موجودی انبارها، توان نقدینگی کارخانه‌ها و نحوه مدیریت صادرات، عوامل تعیین‌کننده بازار خواهند بود.

 

کلام آخر

هشدار سعید تاجیک بیش از آنکه یک پیش‌بینی ساده درباره سرمای زمستان باشد، تصویری از آسیب‌پذیری ساختار انرژی ایران ارائه می‌دهد. صنعتی که هم گاز را به‌عنوان ماده اولیه و هم برق را به‌عنوان نیروی محرک تولید نیاز دارد، نمی‌تواند با برنامه‌های کوتاه‌مدت و سهمیه‌های غیرقابل‌پیش‌بینی اداره شود.

اگر رقم آسیب ۲۰ تا ۲۵ درصدی ظرفیت گاز به تأیید رسمی برسد، بحران زمستان تنها در قبض خانوارها دیده نخواهد شد؛ آثار آن از تولید آهن اسفنجی و شمش آغاز می‌شود و در نهایت به قیمت، عرضه و زمان تحویل میلگرد، تیرآهن و سایر مصالح ساختمانی منتقل خواهد شد.

مسئله اصلی دیگر انتخاب میان «گاز خانه‌ها» و «گاز کارخانه‌ها» نیست؛ مسئله، اصلاح مصرف و مدیریت شفاف انرژی پیش از آن است که هزینه ناترازی دوباره از جیب صنعت، خریداران آهن‌آلات و پروژه‌های ساختمانی پرداخت شود.