نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مجتبی فتحی زاده – روز شنبه، مذاکرات ایران و آمریکا در شرایطی برگزار میشود که منطقه خاورمیانه شاهد تحولاتی ژئوپلیتیک است و ایران با تکیه بر قدرت نظامی-موشکی بیبدیل و شبکه همپیمانان منطقهای، وارد میز مذاکره با دستی بالاتر شده است. این مذاکرات نهتنها آزمونی برای تعادل قدرت در منطقه، بلکه نشاندهنده ظرفیت ایران برای تبدیل تهدیدها به فرصتها در فضایی پرتنش است.
مذاکرات کنونی در چارچوب تلاشها برای احیای برجام یا حل مسائل فرابری مانند تنشهای دریایی، حضور نیروهای آمریکا در منطقه، یا بحرانهای نیابتی (جبهه مقاومت) قابل تحلیل است. اما آنچه این دور مذاکرات را متمایز میکند، تغییر معادله نظامی-امنیتی به نفع ایران است: – قدرت موشکی ایران با بردهای چند هزار کیلومتری و دقت روزافزون، نه تنها یک بازدارندگی استراتژیک علیه آمریکا و متحدانش (بهویژه اسرائیل) ایجاد کرده، بلکه تهران را به یک بازیگر غیرقابل انکار در معادلات امنیتی تبدیل کرده است. – شبکه همپیمانان منطقهای (حزبالله لبنان، گروههای مقاومت عراق، انصارالله یمن و…) به ایران امکان اثرگذاری غیرمستقیم و ایجاد هزینه برای هرگونه اقدام خصمانه غرب را داده است.
دست بالای ایران در مذاکرات پیشرو: چرا واشنگتن دیگر نمیتواند از موضع قدرت مذاکره کند؟ – شکست استراتژی فشار حداکثری ترامپ: تحریمهای کمرشکن نتوانست ایران را به تسلیم وادارد، بلکه همگرایی بیشتر میان تهران و قدرتهای رقیب آمریکا (روسیه و چین) را تقویت کرد. – ناتوانی آمریکا در ایجاد ائتلاف ضدایرانی: حتی متحدان سنتی آمریکا مانند عربستان سعودی و امارات، با وجود تنشها با ایران، تمایلی به جنگ نیابتی جدید ندارند و ترجیح میدهند با دیپلماسی تعامل کنند. – تسلط ایران بر محور مقاومت: کنترل ایران بر کریدور زمینی از عراق تا مدیترانه (محور شیعه) و توانایی ایجاد اختلال در تنگه هرمز، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را برای آمریکا پرهزینه میکند.
سناریوهای محتمل: از توافق موقت تا بنبست – توافق محدود: احتمالاً آمریکا میکوشد با لغو بخشی از تحریمها، ایران را به کاهش فعالیتهای موشکی یا تعدیل نقش منطقهای ترغیب کند. اما تهران، با توجه به تجربه خروج یکجانبه آمریکا از برجام، بهراحتی به چنین پیشنهادهایی تن نمیدهد مگر تضمینهای ملموس دریافت کند. – بنبست و تشدید تنشها: اگر آمریکا اصرار بر توقف برنامه موشکی ایران داشته باشد (که از نظر تهران خط قرمز است)، مذاکرات بهجایی نمیرسد. در این صورت، احتمال افزایش درگیریهای نیابتی (مانند حملات به پایگاههای آمریکا و اسراییل) یا تشدید بحران در دریای سرخ وجود دارد. – رقابت روسیه-چین در پسزمینه: هرگونه توافق یا عدمتوافق، بر معادلات انرژی اروپا و رقابت غرب با روسیه و چین نیز اثر میگذارد. ایران میتواند با نزدیکی بیشتر به این دو قدرت، اهرم فشار خود بر غرب را تقویت کند.
پیامدهای منطقهای: بازتعریف هژمونی؟ – اسرائیل و عربستان؛ بازیگران نگران: هرگونه کاهش تنش بین ایران و آمریکا، متحدان منطقهای واشنگتن را به وحشت میاندازد، زیرا موقعیت برتر نظامی-سیاسی خود در منطقه را در خطر میبینند. – تقویت گفتمان مقاومت: اگر ایران بدون نتیجهگیریهای کلان به توافقی دست یابد، گفتمان مقاومت موثر در برابر غرب تقویت شده و محور مقاومت جذابیت بیشتری برای بازیگران منطقهای خواهد یافت.
پرهیز از شرطیسازی روانی جامعه برای مذاکرات پیشرو: یکی از جنبههای حیاتی در این مذاکرات، پرهیز از شرطیسازی روانی جامعه ایرانی به نتایج مذاکرات است. تجربه تاریخی توافق برجام و سپس خروج یکجانبه آمریکا نشان داد که اتکای افراطی به دیپلماسی خارجی بهعنوان منجی اقتصاد یا گشایشبخش قطعی، میتواند به سرخوردگی عمومی و کاهش تابآوری ملی در برابر نوسانات سیاسی بینالمللی بینجامد.
نتیجهگیری: مذاکره از موضع قدرت یا بنبست ساختاری؟ ایران وارد مذاکراتی شده که نه بر پایه ضعف، بلکه با اتکا به داراییهای سخت (موشکها، نیروی نظامی) و نرم (همپیمانان، موقعیت ژئوپلیتیک) طراحی شده است. موفقیت این مذاکرات به دو عامل بستگی دارد: ۱- انعطافپذیری آمریکا در پذیرش ایران بهعنوان قدرت منطقهای (نه یک تهدید سرکوبشونده). ۲- توانایی ایران در تبدیل اهرمهای نظامی به دستاوردهای دیپلماتیک بدون ایجاد حس تهدید در همسایگان.
اگر واشنگتن نتواند واقعیتهای جدید قدرت تهران را بپذیرد، این مذاکرات تنها صحنهای دیگر از «جنگ سرد خاورمیانهای» خواهد بود که نهتنها ثبات نمیآورد، بلکه آتش تنشها را تندتر میکند.
تعطیلات این هفته و هفته آینده آمریکا فرصتی برای حمله غافلگیرانه به ایران و مقاومت محسوب میشود. هوشیاری کافی وجود دارد و سناریوهای برخورد فوری آماده شده است.
نظام پرداخت حقوق و مزایا در بخش دولتی ایران، در دو دهه اخیر همواره با چالشهای ساختاری روبهرو بوده است بطوریکه حقوق و مزایا با تورم سالیانه افزایش نمییافت.
شکاف عظیم حقوق و مزایا در آموزش عالی؛ زنگ خطر مهاجرت نیروهای متخصص و فرسایش بدنه کارشناسی آموزش عالی کشور
در ورودی شهر بناب، جایی که میتوانست نماد پیشرفت علمی و امید آینده منطقه باشد، امروز منظرهای پیش روی شهروندان و مسافران قرار دارد که بیشتر به یک شورهزار و مجموعهای متروک شباهت دارد تا یک مرکز آموزشی. دانشکده آب و برق، که روزگاری با وعدههای بزرگ و چشماندازهای بلند مطرح شد، اکنون به نمادی از فرصتهای مغفولمانده تبدیل شده است؛ مکانی که قرار بود موتور محرک توسعه علمی جنوب استان باشد، اما سالهاست در سکوتی تلخ رها شده است.