هشدار روان‌شناسان:

چت‌بات‌های درمانگر؛ آغوش گرمی که به انزوای سرد می‌کشاند!

در عصر فناوری، چت‌بات‌های هوش مصنوعی با وعدهٔ گوش شنوای بی‌قضاوت و همدلی فوری، به پناهگاهی ارزان و همیشه در دسترس برای رنج‌های روانی تبدیل شده‌اند. اما پژوهشگران و متخصصان سلامت روان هشدار می‌دهند: این «همدلی تقلیدی» نه تنها درمانگر نیست، بلکه می‌تواند سلامت روان کاربران را به شکلی پنهان و خطرناک تهدید کند.

به گزارش آژانس خبری نسام، سرویس پزشکی؛ به گفتهٔ کارشناسان، جذابیت اصلی چت‌بات‌ها در دسترس‌پذیری، هزینهٔ ناچیز و فقدان قضاوت است. با این حال، همین ویژگی‌ها کاربر را به تدریج در دام «توهم ارتباط» می‌اندازد؛ جایی که فرد احساس می‌کند شنیده می‌شود، اما در واقع تنها در حال غرق شدن در انزوایی مصنوعی است. دکتر شِری تورکل، استاد ام‌آی‌تی و نویسندهٔ کتاب «تنها با هم»، تأکید می‌کند:

«ربات‌ها وانمود می‌کنند که می‌فهمند، اما واقعاً درک نمی‌کنند. این وانمودسازی می‌تواند ارتباطات انسانی اصیل را تحلیل ببرد».

چهار شکاف مرگبار: چرا هوش مصنوعی جایگزین انسان نمی‌شود؟

  1. فقدان همدلی واقعی و اتحاد درمانی:
    درمانگران انسانی با درک نشانه‌های غیرکلامی (لرزش صدا، حالات چهره) و ایجاد اعتماد پویا، «اتحاد درمانی» ایجاد می‌کنند. مطالعات مجلهٔ روان‌شناسی مشاوره نشان می‌دهد این اتحاد، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کنندهٔ موفقیت درمان است. هوش مصنوعی تنها می‌تواند زبان همدلی را تقلید کند.

  2. ناتوانی در مدیریت بحران:
    در مواجهه با افکار خودکشی یا خشونت، درمانگران انسانی با اجرای پروتکل‌های اورژانسی (مثل تماس با نهادهای امدادی) مداخله می‌کنند. انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) این وظیفه را «تکلیف مراقبتی» می‌نامد. هوش مصنوعی فاقد قضاوت اخلاقی و اختیار قانونی برای چنین اقداماتی است.

  3. فقدان تخصص، آموزش و پاسخگویی:
    درمانگران انسانی سال‌ها تحت آموزش‌های آکادمیک، کارورزی و نظارت حرفه‌ای قرار می‌گیرند و در قبال خطاهای خود پاسخگو هستند. هوش مصنوعی نه گواهی‌نامه دارد، نه مسئولیت‌پذیر است و صرفاً بر اساس داده‌های آموزش‌دیده عمل می‌کند.

  4. توهم‌زایی و شخصی‌سازی ناقص:
    درمان انسانی فرآیندی پویا و تطبیق‌پذیر با تغییرات زندگی مراجع است. هوش مصنوعی اما هر گفت‌وگو را مجزا می‌بیند، تاریخچهٔ کاربر را نادیده می‌گیرد و حتی ممکن است دچار «توهم‌زایی» (ارائهٔ اطلاعات نادرست) شود. مؤسسهٔ ملی سلامت روان (NIMH) بر لزوم درمان‌های مبتنی بر شواهد توسط متخصصان تأکید دارد.

شیمی انسانی: عاملی که ربات هرگز ندارد

تحقیقات علوم اعصاب اجتماعی ثابت کرده‌اند: تعاملات انسانی با تحریک ترشح اکسی‌توسین (هورمون اعتماد) و کاهش کورتیزول (هورمون استرس)، به «هم‌تنظیمی هیجانی» منجر می‌شود. این آرامش فیزیولوژیک با یک جریان متنی بی‌جسم هرگز محقق نمی‌شود.

دام تأییدگری بی‌چالش!

چت‌بات‌ها با مثبت‌گرایی افراطی، هر احساسی را تأیید می‌کنند. این در حالی است که درمان مؤثر مستلزم «به چالش کشیدن» الگوهای فکری مخرب است. دکتر گاری مارکوس، متخصص هوش مصنوعی، هشدار می‌دهد:

«هوش مصنوعی در درک زمینه و استدلال عرفی ناتوان است. این سیستم‌ها فاقد انعطاف‌پذیری و درک عمیق از تجربهٔ انسانی‌اند».

سخن پایانی: مرز میان تسکین و تخریب

هوش مصنوعی می‌تواند گوش دهد، تکرار کند و تسلی دهد، اما نمی‌تواند احساس کند، مسئول باشد یا نجات دهد. در بحبوحهٔ بحران جهانی سلامت روان، درمانگر انسانی نه یک مشاور، که آخرین سنگر دفاع در برابر فروپاشی عاطفی است. متخصصان تأکید می‌کنند:

«مراقب باشید مهربانی کم‌هزینهٔ ربات‌ها، شما را از نجات‌دهندهٔ واقعی غافل کند: تماس انسانی، رابطهٔ اصیل و چشمی که شما را واقعاً می‌بیند».