نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مجتبی فتحیزاده، فعال رسانه – پروژهٔ کنارگذر شرقی بناب نه تنها آرزویی دیرینه، بلکه ضرورتی حیاتی برای رفع تنگناهای ترافیکی و رونق اقتصادی این شهرستان استراتژیک است. این محور ۲۰ کیلومتری، حلقهٔ اتصال استان آذربایجانشرقی به آذربایجانغربی و پایتخت بهشمار میآید، اما سالهاست در گرداب کمتوجهی و مشکلات اجرایی و بوروکراتیک گرفتار مانده است. با وجود وعدههای مکرر مسئولان، پیشرفت فیزیکی پروژه به گونهایست که عملاً میتوان آن را تعطیل نیمهرسمی دانست.
اهمیت استراتژیک و وعدههای تحققنیافته
کنارگذر شرقی بناب با هدف کاهش بار ترافیکی در ضلع شمالی شهر و محورهای منتهی به میاندوآب و مراغه طراحی شده است. این مسیر علاوه بر کاهش ازدحام خودروها، بهعنوان یک شریان اقتصادی، امکان ارتباط سریعتر با شهرهای همجوار و مراکز صنعتی را فراهم میکند. با این حال، باوجود انجام مطالعات ارزیابی و توجیهپذیری قطعهٔ دوم، تنها ۵۰ درصد از اراضی مورد نیاز تملک شده و عملیات اجرایی بهطرز چشمگیری کند پیش میرود.
انتظارات از استاندار محترم: از شعار تا عمل
دکتر بهرام سرمست، استاندار آذربایجانشرقی، بارها بر ضرورت تکمیل این کنارگذر تأکید کرده و تسریع در تملک اراضی را وعده داده است. اما مردم بناب به جای گزارشهای امیدوارکننده، شاهد جلسات بیثمر و وعدههای تکراری توسط مسئولین هستند. از ایشان انتظار میرود که با استفاده از اختیارات قانونی و هماهنگی با وزارت راه دو اقدام کلیدی را پیگیری کند:
۱. اجرای مادهٔ ۹ برای تسریع در آزادسازی اراضی
۲. تخصیص فوری اعتبارات ملی جهت جلوگیری از توقف پروژه
پروژهای که نباید فراموش شود
کنارگذر شرقی بناب بیش از یک جاده است؛ نمادی از عدالت توسعهای و پاسخی به مطالبات مردمی؛ بیتوجهی به این مسیر نهتنها اعتماد عمومی را خدشهدار میکند، بلکه تبعات اقتصادی و امنیتی نیز بهدنبال دارد. مردمی که سالها منتظر افتتاح این شاهراه بودهاند، اکنون دیگر به وعدههای انتخاباتی اکتفا نمیکنند و عملگرایی مسئولان را مطالبه مینمایند.
تلنگری به مسئولان: زمان اقدام است!
مسئولان باید از بازدیدهای نمادین فراتر رفته و با تخصیص منابع مالی و پیگیری مستمر، پروژه را از خواب زمستانی بیدار کند. تجربهٔ موفق کنارگذر تبریز، آذرشهر، میاندوآب، با ۹۵ درصد پیشرفت، نشان میدهد که با ارادهٔ جهادی میتوان بر موانع غلبه کرد.
سخن پایانی: کنارگذر شرقی بناب آزمونی برای اثبات کارآمدی نظام برنامهریزی و پاسخگویی مسئولان است. مردمی که بیش از دو دهه انتظار کشیدهاند، شایستهاند تا هرچه سریعتر شاهد افتتاح این شاهراه حیاتی باشند و دکتر سرمست با اولویتبخشی به این پروژهها، نام خود را بهعنوان مدیری کارآمد در تاریخ توسعهٔ آذربایجانشرقی ماندگار نمایند.
پایان
در ورودی شهر بناب، جایی که میتوانست نماد پیشرفت علمی و امید آینده منطقه باشد، امروز منظرهای پیش روی شهروندان و مسافران قرار دارد که بیشتر به یک شورهزار و مجموعهای متروک شباهت دارد تا یک مرکز آموزشی. دانشکده آب و برق، که روزگاری با وعدههای بزرگ و چشماندازهای بلند مطرح شد، اکنون به نمادی از فرصتهای مغفولمانده تبدیل شده است؛ مکانی که قرار بود موتور محرک توسعه علمی جنوب استان باشد، اما سالهاست در سکوتی تلخ رها شده است.
حقیقت ماجرا ساده و در عین حال چندلایه است: حضور ناوهای غولپیکر آمریکایی در خلیج فارس، دیگر نه نمایش قدرت بلکه تکرار یک سنت فرسوده است. «آبراهام لینکلن» که در سال ۱۳۹۸ حضوری پرهیاهو و خفتبار در منطقه داشت و در نهایت ناچار به عقبنشینی شد، اکنون بازگشته است، اما در جهانی متفاوت؛ جهانی که موازنه قدرت در آن دیگر نه در غرب، که در شرق در حال شکلگیری است. این حضور، نه نشانه اقتدار آمریکا، بلکه نشانه اضطراب آن در برابر تغییر نظم ژئوپلیتیکی جهان است.
الگوی نظری حکمرانی رسانهای، بر پایهای از شفافیت، پاسخگویی، دسترسی آزاد به اطلاعات و تعامل پویا بین نهادهای حکومتی، رسانه و جامعه استوار است. در این چارچوب، رسانه نه تنها بازوی نظارتی مردم بر قدرت، بلکه بستری برای گفتوگوی ملی و اعتمادسازی تلقی میشود.
در میان حلقههای زنجیره حکمرانی، یکی از حساسترین و در عین حال مغفولترین حلقهها، روابط عمومی است؛ همان نهادی که باید صدای مردم را به دولت و صدای دولت را به مردم برساند، اما در بسیاری از دستگاههای اجرایی کشور به تبعیدگاه نیروهای بلاتکلیف تبدیل شده است. روابط عمومی در ساختار اداری ایران نه جایگاه مشخصی دارد و نه شأن متناسب با مأموریتش. نتیجه آنکه در بسیاری از وزارتخانهها و سازمانها، این بخش به اتاقی کوچک در زیرمجموعه دفتر ریاست تقلیل یافته؛ جایی که کارش بیشتر به انتشار چند خبر و عکس محدود میشود تا مدیریت افکار عمومی، سیاست رسانهای و دیپلماسی ارتباطی...