نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مجتبی فتحی زاده – روابط عمومی، به عنوان پُل ارتباطی بین نهادها و جامعه، نه تنها ابزاری برای انتقال اطلاعات، بلکه قلب تپندهی اعتمادسازی و دیالوگ دوسویه است. با این حال، در ایران، این حلقهی حیاتی اغلب نادیده گرفته شده و جایگاه واقعی خود را در ساختار مدیریتی و حکمرانی نیافته است.
روز روابط عمومی فرصتی است برای بازاندیشی دربارهی این خلأ استراتژیک که پیامدهای آن در فقدان گفتوگوی مؤثر بین دولت و مردم، بهویژه در دولت فعلی، آشکارا قابل رصد است.
در بسیاری از سازمانهای دولتی ایران، روابط عمومی به جای آنکه به عنوان یک بخش استراتژیک و حرفهای تعریف شود، اغلب به فعالیتهای تشریفاتی و انتشار اخبار سطحی محدود شده است.
چارت سازمانیِ روابط عمومی در بدنه دولت یا وجود ندارد یا به شکلی ناقص طراحی شده که فاقد اختیارات لازم برای اثرگذاری است. این ضعف در حالی است که برخی وزارتهای تخصصی با ماهیتی پیچیده و بینرشتهای، بیش از هر نهاد دیگری نیازمند ارتباط شفاف با ذینفعانِ متنوعی مانند دانشگاهیان، پژوهشگران، و جامعهٔ علمی بینالمللی است.
دولت فعلی نیز با چالشهای ارتباطیِ گستردهای روبهروست؛ از بحرانهای اجتماعی گرفته تا مسائل اقتصادی. نبود روابط عمومی قدرتمند و حرفهای و پاسخگو در این ساختار، نهتنها به گسترش شکاف بین دولت و مردم دامن زده، بلکه امکان مدیریت بحران و پیشگیری از امواج شایعات را نیز تضعیف کرده است.
در کشورهای توسعهیافتهای مانند آمریکا، آلمان یا ژاپن، روابط عمومی به عنوان یک سازماندهندهی هوشمند در قلب تصمیمگیریها جای دارد. برای مثال، در دولت آلمان، واحدهای روابط عمومی به طور مستقیم به تصمیمسازان ارشد مشاوره میدهند و از ابزارهای دیجیتال و تحلیل داده برای رصد افکار عمومی استفاده میکنند. در سوئد نیز شفافیت حاکمیتی از طریق کمپینهای ارتباطی دوسویه تقویت میشود، به طوری که شهروندان به طور مستقیم در فرایندهای سیاستگذاری مشارکت داده میشوند.
این کشورها درک کردهاند که روابط عمومی مدرن، تنها تبلیغات نیست، بلکه مدیریت رابطه با جامعه بر پایهی صداقت، سرعت در پاسخگویی، و انعطافپذیری است.
بودجههای کلان، استخدام نیروهای متخصص ارتباطات و علوم اجتماعی، و ادغام فناوریهای نوین در این حوزه، نشاندهندهی اهمیت راهبردی آن است.
بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، زمانی گفت: اگر یک دلار برای بازگرداندن کسبوکارم داشته باشم، ۹۹ سنت آن را صرف روابط عمومی میکنم.
این جمله نه یک اغراق، بلکه تأکیدی بر نقش روابط عمومی به عنوان موتور محرکهی اعتماد و مشروعیت است. در ایران اما، متأسفانه حتی یک سنت از منابع و توجهات حکمرانی به این حوزه اختصاص نمییابد. نتیجهی این بیتوجهی، انفعال در بحرانها، کاهش سرمایهی اجتماعی دولت، و تقویت گسست بین حاکمیت و ملت است.
سخن پایانی: روابط عمومی؛ نیاز امروز، فرصت فردا؛ روز روابط عمومی باید زنگ بیداری باشد برای دولتمردان و مدیران ارشد تا این حلقهی گمشده را به عنوان یک ضرورت حکمرانی بازتعریف کنند. ایجاد چارتهای سازمانی مستقل با بودجه و اختیارات کافی، تربیت نیروهای متخصص، استفاده از ظرفیتهای دیجیتال، و مهمتر از همه، نگاه استراتژیک به روابط عمومی به جای نگرش تشریفاتی، گامهای اولیه هستند.
آیندهٔ حکمرانی در گرو توانایی گفتگو با مردم است. روابط عمومی حرفهای نه هزینه، بلکه سرمایهگذاری برای امنیت ملی، توسعهی پایدار، و همبستگی اجتماعی است. به قول بیل گیتس، اگر میخواهید چیزی را نجات دهید، اول ارتباطات را نجات دهید.
در میان حلقههای زنجیره حکمرانی، یکی از حساسترین و در عین حال مغفولترین حلقهها، روابط عمومی است؛ همان نهادی که باید صدای مردم را به دولت و صدای دولت را به مردم برساند، اما در بسیاری از دستگاههای اجرایی کشور به تبعیدگاه نیروهای بلاتکلیف تبدیل شده است. روابط عمومی در ساختار اداری ایران نه جایگاه مشخصی دارد و نه شأن متناسب با مأموریتش. نتیجه آنکه در بسیاری از وزارتخانهها و سازمانها، این بخش به اتاقی کوچک در زیرمجموعه دفتر ریاست تقلیل یافته؛ جایی که کارش بیشتر به انتشار چند خبر و عکس محدود میشود تا مدیریت افکار عمومی، سیاست رسانهای و دیپلماسی ارتباطی...
استاندار آذربایجانشرقی به مناسبت 16 آذر، فرا رسیدن روز دانشجو پیامی صادر کرد. در متن پیام آمده است؛
در سالهای اخیر، آنچه بیش از هر چیز در فضای اداری و مدیریتی کشور به چشم میآید، نبودِ یک سازمان و ساختار منسجم برای حکمرانی و مدیریت کلان منابع انسانی دولت است. دستگاههای اجرایی، وزارتخانهها و نهادهای مختلف، هر یک ساز خود را میزنند و به جای همافزایی، در چرخهای از تداخل وظایف، تصمیمهای متناقض و پاسخگویی گنگ گرفتارند. نتیجه، چیزی جز بینظمی مدیریتی، فرسودگی سیستم اداری و کاهش سرمایه انسانی دولت نیست.
ابلاغ آییننامه جدید مربوط به کارکنان غیرهیأت علمی وزارت علوم را میتوان یکی از مهمترین تلاشها برای بازآرایی نظام منابع انسانی در آموزش عالی دانست. این آییننامه از جهاتی گامی رو به جلو است؛ زیرا ساختار وظایف را شفافتر کرده، به طبقهبندی مشاغل توجه نشان داده و مسیر رشد حرفهای را تا حدی منظمتر کرده است. توجه به آموزشهای مستمر و شایستگیمحوری نیز از نکاتی است که در صورت اجرا، میتواند کیفیت خدمات اداری و تخصصی دانشگاهها را ارتقا بخشد.