نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
برای پاسخ به سوال باید به نوع راه و وظیفه آن اشاره کرد. بزرگراه مراغه – بناب یک راه شریانی درجه یک محسوب میشود. نقش و اولویت اصلی این راه جابه جایی ترافیک عبوری هست تا نقش دسترسی به کاربری های اطراف. تقاطع های همسطح مناسب این راهها نیست و ورودی ها و خروجی ها […]
برای پاسخ به سوال باید به نوع راه و وظیفه آن اشاره کرد.
بزرگراه مراغه – بناب یک راه شریانی درجه یک محسوب میشود.
نقش و اولویت اصلی این راه جابه جایی ترافیک عبوری هست تا نقش دسترسی به کاربری های اطراف. تقاطع های همسطح مناسب این راهها نیست و ورودی ها و خروجی ها باید محدود نگه داشته شوند.
در نقش جابه جایی راه اولویت سرعت است باید شرایط برای عبور سریع و بدون مانع فراهم باشد.اما در نقش دسترسی سرعت باید کاهش یابد و این باید از طریق سرعتگیر و در تقاطع ها با چراغ راهنمایی مدیریت شود.
به نسبتی که راه اولویت را به هرکدام از این نقشها داده باشد، نقش بعدی فرعی خواهد بود.
بزرگراه مراغه – بناب یک محور بین شهری از نوع درجه یک است اولویت اصلی آن جابه جایی است و دسترسی نقش فرعی تری دارد.
از این رو در این محور ایجاد تقاطع همسطح و میدان نمی تواند بر اساس ضوابط و مقررات طراحی شبکه راهها باشد.
ایجاد سرعت گیر، ورودی و خروجی همسطح به فرودگاه و روستای سرج نه تنها باعث بهتر و تسهیل شدن ترافیک نمی شود بلکه باعث کندی سرعت، افزایش ترافیک و احتمالا باعث تصادفات بیشتر خواهد شد.
با این شرایط در میانه یک بزرگراه بین شهری، یک تقاطع همسطح و میدان داخل شهری وجود خواهد داشت که بیشتر به گره ترافیکی شبیه خواهد بود.
متاسفانه نزاع ها و کشمکش های سیاسی بین مسئولین دو شهر جایی برای نظرات کارشناسی باقی نمی گذارد.
البته این نقد هم عاری از نقص نیست برای اجرای چنین پروژه هایی حتما باید طرح مطالعاتی قبلا توسط مهندسان مشاور در حوزه ترافیک انجام می شد.
عطاءاله زرفشان
دکترای برنامه ریزی شهری
هیات علمی دانشگاه – کارشناس رسمی دادگستری
در مدیریت، گاهی برای توضیح تفاوت میان آدمها از یک تقسیمبندی ساده استفاده میکنیم: بعضیها را «چپمغز» مینامیم؛ یعنی دقیق، منطقی، محاسبهگر و علاقهمند به جزئیات. در مقابل، گروهی را «راستمغز» میدانیم؛ افرادی که خلاقتر، کلینگرتر، آیندهنگر و بیشتر متمایل به تصویر بزرگ مسائل هستند. حتی گاهی از گروه سومی هم صحبت میشود؛ انسانهایی که ظاهراً میتوانند هر دو نوع توانایی را همزمان به کار بگیرند.
ناترازی نظام پرداخت حقوق و مزایا در بدنه دولت، امروز به یک معضل ساختاری تبدیل شده است. فاصله میان دریافتی کارکنان و هزینههای واقعی زندگی، هر سال عمیقتر میشود. افزایشهای سالانه حقوق، اگرچه در ظاهر رقم را بالا میبرد، اما با تورم افسارگسیخته همراه نیست و در عمل قدرت خرید کارمند را کاهش میدهد. این وضعیت ریشه در منطق تعیین دستمزد دارد؛ منطقی که نه بر پایه شاخصهای واقعی معیشتی بازنگری میشود و نه با توان مالی دولت همخوانی دارد.
گرامیداشت علم، ایثار و مقاومت با حضور مسئولان استانی، خانوادههای معظم شهدا و دانشگاهیان
پیام تبریک مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی به مناسبت ولادت امام حسن عسکری علیه السلام